درازی شب از مژگان من پرس - که یکدم خواب در چشمم نگشته است
درازی شب( مفعول بی واسطه )
مژگان ( متمّم )
پرس ( فعل و فاعل )
خواب ( فاعل )
چشم ( مفعول با واسطه )
نگشته است ( فعل )
ما را در سایت زن متولد ماکو 3 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 377 تاريخ: شنبه 22 آذر 1399 ساعت: 17:56
ما را در سایت زن متولد ماکو 3 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 251 تاريخ: شنبه 22 آذر 1399 ساعت: 17:56
ای مطلب عشق نیلوبلاگ پیش هرکسی، نام و لقب داری بسی
من دوش نام دیگرت کردم که « دردِ بی دوا»
مولانا
ما را در سایت زن متولد ماکو 3 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 357 تاريخ: شنبه 22 آذر 1399 ساعت: 17:56